الشيخ رسول جعفريان وديگران

170

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

« حدّثت » و « حدّثنى بعض أهل العلم » و « حدّثنى بعض أصحابنا » و « كان هذا الحىّ من الأنصار يتحدثون » . « 1 » همچنين به دليل به كاربردن اسناد جمعى از او انتقاد شده است ، با اين حال ، وى با استفاده از اين قبيل اسنادها ، توانسته است از روايات خود ، قصّهء جذابى ارائه دهد . « 2 » ابن اسحاق در شعر به دشوارى مىافتد و عذر مىآورد كه : « من در شعر آگاهى ندارم ، هر چه را كه به من رسيده نقل مىكنم . » « 3 » ما نمىخواهيم در اين موضوع زياد بحث كنيم و كافى است بگوييم بسيارى از اين اشعار حوادثى را كه بعد از دورهء رسالت اتفاق افتاده‌اند ، منعكس كرده و جريانهاى سياسى نيمهء دوم قرن اول هجرى ، مخصوصا درگيرى ميان انصار و قريش را روشن مىكنند . « 4 » ناچار به توضيح هستيم كه در عصر ابن اسحاق ، همانطور كه بعد از او اين امر روشن شد ، تأكيد بر اسناد نشان دقت نبود ؛ در نقل اخبار و احاديث ، متن نزد او اهميت داشت و او اطلاعات زيادى را بدون اسناد نقل كرد ؛ زيرا نقل آنها بدون اسناد نزد جماعات و خاندان‌ها شناخته شده بود . « 5 » به اين جهت كه در نوشته‌ها نام كسانى بود كه در بعضى از جنگ‌ها شركت داشتند و در آن به شهادت رسيده بودند و ديگر اين كه نقل از كتابها در زمان او كار عجيبى نبود و او اين امر را در مبتدأ انكار نمىكند . « 6 » ما سه روايت مشهور از مغازى ابن اسحاق داريم : اول : روايت سلمة بن فضل ( م . 191 ه . رى ) است كه طبرى در نوشتهء خود از آن بهره گرفته است . خطيب مىگويد : هنگامى كه ابن اسحاق كتاب تاريخ را در كاغذهايى براى منصور نوشت ، « آن كاغذها به سلمه - يعنى به ابن فضل - رسيد ؛ به دليل همين كاغذها روايت سلمه بر ديگران برترى دارد . » « 7 » دوم : روايت يونس بن بكير ( م . 199 ه . كوفه ) است كه ابن اثير از آن در اسد الغابه

--> ( 1 ) . سيره ، ج 1 ، ص 106 ، 178 ، 192 - 193 و 214 ؛ نسخه خطى ، ص 31 و 36 . ( 2 ) . ر . ك : دورى ، علم التاريخ ، ص 28 و 30 . ( 3 ) . ابن سلام ، طبقات الشعراء ، ص 4 ( 4 ) . Guillaume . opt . cit XXVIIoff ( 5 ) . Watt . in Historians of the middle East . p . 35 - 23 . ( 6 ) . ابن سيد الناس مىگويد : اشكال وى به اسحاق به اين سبب بود كه وى اطلاعات خود دربارهء غزوات پيامبر را از يهودى زادگانى كه مسلمان شد ، و داستانهاى خيبر و بنىقريظه و بنى فضير و مطالب شگفت‌آور ديگرى نظير آنها را از گذشتگان‌شان حفظ كرده بودند ، به دست مىآورد ( عيون الاثر ، ج 1 ، ص 17 ) . ( 7 ) . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 221 .